وقتی که به درگیری اسرائیل و فلسطین نگاه می کنیم، مشخص می شود که در سال 2016 راه حلی میان این دو از هر زمانی غیرقابل دسترس تر به نظر می رسد. در حالی که ریشه ها نشان می دهد در واقع این درگیری مادر تمام درگیری های منظقه است، چرا که بازیگران بسیاری در منطقه علاقه دارند در آن ورود پیدا کنند.
روزهای نامطمئن در سال 2017 ادامه می یابند

نویسنده: عدنان طباطبایی
سال 2016 به طور قطع هیچ خبر خوبی برای خاورمیانه نداشت. جنگ ها با شدت بیشتری به راه افتادند و فجایع انسانی در یمن و سوریه به سطحی بی سابقه رسید. بی ثباتی به شخصیت اصلی منطقه تبدیل شد و حال با این اوضاع سال میلادی نو می شود. سال جدید به سختی خبری خوب برای سهامداران منطقه به حساب می آید؛ کشورهایی که چندین دهه است در بی ثباتی زندگی می کنند.
کلید پیشرفت را در سالی که رو به اتمام است با توجه به عواقب ناشناخته می توان در سطح ملی، منطقه ای و جهانی دید. همه اینها پیامدهایی برای خاورمیانه دارند. نگاهی گذا به مهم ترین سوالات ناشی از تحولات منطقه می تواند توضیح دهد که چرا اضطراب در این منطقه در حال رسیدن به رکوردی بی سابقه است.
آشفتگی در همه جا
می توانیم با نگاه به زمینه های ملی بازیگران بزرگ منطقه شروع کنیم. با این دید مشخص می شود که هر کدام با چه چالش های کوتاه مدت و بلندمدتی روبرو هستند.
ایران در ماه مه باید انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کند که ممکن است تنظیمی دوباره در تنظیم سیاست خارجی در برابر رئیس جمهور متمایل به غرب یعنی حسن روحانی باشد. این مبارزه چندبعدی بین جناح های مختلف بر سر قدرت و نفوذ، در یک رقابت سیستماتیک بزرگتر تعریف شده است. رقابتی بین کسانی که نگران جمهوریت در جمهوری اسلامی هستند و کسانی که در راه تقویت اساس دین سالار آن گام بر می دارند. در حالی که هیچ کس نمی تواند این جنگ را پیش بینی کند اما صرف نظر از نتیجه، عواقب دور و گسترده ای وجود خواهد داشت.
عربستان سعودی در این میان در حالت گذاری نامشخص تقریبا در تمام جنبه های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است. جوانان تحصیل کرده اساس ساختارهای پادشاهی را به چالش کشیده اند. یک شاهزاده به عنوان ولیعهدی پلندپرواز هر تلاشی را برای تثبیت موقعیت خود به عنوان جانشین ملک سلمان 81 ساله، انجام می دهد. هیچ کس نمی داند چشم انداز 2030 عربستان چه خواهد بود. آیا محمد بن سلمان در آغوش نخبگان قدیمی و مردم عادی به طور یکسان قرار خواهد گرفت. عربستان به عنوان رقیب اصلی ایران و رهبر جهان عرب بدون شک به دنبال نفوذی گسترده در منطقه و فراتر از آن است.
ترکیه در طول چند سال گذشته ناظران سیاسی را مبهوت کرده است. به خصوص از زمان کودتای نافرجام 15جولای به نظر هیچ محدودیتی بر جاه طلبی اردوغان برای ساختن ترکیه به شیوه خودش، به حاشیه راندن مخالفان، بازداشت مخالفان سیاسی و رسانه ای، تغییر قانون اساسی در جهت توانمندسازی دفترش، وجود ندارد. با درگیری آشکارا مسلحانه با کردها و عملیات این کشور در سوریه، پیش بینی حجم بی ثباتی که ترکیه در آینده با آن روبرو می شود و میزان توانایی برای تحمل آن، دشوار است.
وقتی که به درگیری اسرائیل و فلسطین نگاه می کنیم، مشخص می شود که در سال 2016 راه حلی میان این دو از هر زمانی غیرقابل دسترس تر به نظر می رسد. در حالی که ریشه ها نشان می دهند در واقع این درگیری مادر تمام درگیری های منطقه است، چرا که بازیگران بسیاری در منطقه علاقه دارند در آن ورود پیدا کنند. در نبود یک چشم انداز روشن برای مهار یا کاهش خشونت این درگیری ها، بازیگران کلیدی منطقه، از آنکارا تا ریاض، از تل آویو تا تهران، در تلاش هستند تا آسیب به منافع امنیتی خود را به حداقل برسانند.
رئیس جمهور ترامپ و هرج ومرج اروپا
این جا زمانی است که عدم یقین بعدی فرا می رسد: عامل دونالد ترامپ.
در این نقطه غیرممکن است که بگوییم که آیا سیاست ترامپ در خاورمیانه توسط اعتقاد صریح و روشن او در پرهیز از مداخله رهبری می شود یا به دست اعتقادات صریح و روشن مداخله جویانه افرادی مانند جان بولتون که نامزد معاون وزیر امور خارجه است، هدایت می شود. همچنین در این مرحله نمی توان پیش بینی کرد که انتخاب نامزد وزیر امور خارجه یعنی رکس تیلرسون که به دوستی با روسیه معروف است، خبر خوبی برای تهران یا ریاض است یا خبری بد. همچنین مشخص نیست هر دو کشور چگونه در برابر تفکرات مشاور امنیت ملی، مایک فلین که یک اسلام هراس است، برخورد خواهند کرد.
علاوه بر این وضعیت فعلی اتحادیه اروپا در میان برکسیت و انتخابات آینده در هلند، فرانسه و آلمان، تصور آینده اروپا را به عنوان یک نیروی سیاسی منسجم در جهان  دشوار می کند. رویدادهای 2016 نشان داده که هر چیزی امکان پذیر است.
تمام اینها بازیگران خاورمیانه را به این انتخاب رسانده که به شکلی فزاینده سیاست های امنیتی خود را ملی کنند. نیاز به یک معماری جدید در امنیت منطقه توسط بسیاری تاکید شده است اما یک نقشه راه ملموس که بتواند به این سمت حرکت کند هنوز باید ترسیم شود.
نیاز: دیالوگ بیشتر و بهتر
بسیار مهم است که در این وضعیت، بازیگران منطقه ای چند قدم به عقب برگردند و با یکدیگر درباره ای نکه چطور می توانند پای مذاکره بنشینند، گفت وگو کنند. این حرکت می تواند برداشت های نادرست را از بین ببرد. تهران باید بداند مسائل در ریاض چطور درک می شود و عکس این قضیه نیز صادق است.
علاوه بر این، منافع امنیتی بازیگران منطقه ای باید جدی گرفته شود. اما نیاز به پایه های بیشتری برای آغاز چنین گفت وگویی میان احزاب مختلف درگیر وجود دارد تا درک بهتری از منافع امنیتی خود پیدا کنند. این درک بهتر شروع توسعه فرمولی برای این بازیگران، در جهت ایجاد آشتی خواهد بود.
وحشت و خشونت در حلب، صنعا و موصل قطعا به توجهی عمیق نیاز دارد. اما با این وجود نیز، بحث درباره این درگیری های پیچیده نیاز به هوشیاری فراوانی دارد. تجزیه و تحلیل عمیقی در مورد منطق رفتار ذینفعان مختلف باید انجام شود. تنها پس از آن است که راهی سازنده در راستای تنش زدایی را می توان کشف کرد و توسعه داد.
در شرایط بی ثباتی و عدم وجود یقین، بسیار مهم تر است که انگیزه های بازیگرانی مانند ایران، عربستان سعودی، ترکیه یا روسیه به طور کامل درک شود و به زمانی که آنها صرف محاسبات امنیتی خود می کنند احترام گذاشته شود. ستایش یک طرف و اهریمن جلوه دادن طرف دیگر که برخی صاحب نظران با نگاهی جزمی، حزبی یا ایدئولوژیک به سمت آن می روند در بیشتر شدن این عدم قطعیت موثر است. به جای تمرکز بر وضعیت فعلی، تحلیلگران آمریکایی و اروپایی باید بیشتر به سناریوهای دراز مدتی که راه حل های قابل قبولی برای طرف های درگیر، به منظور برطرف کردن این عدم قطعیت ارائه می دهند، رو بیاورند.
با این راه، تصمیم سازان مهم، چه در داخل و چه در خارج از منطقه، می توانند به یک معماری امنیتی کاربردی در منطقه دست پیدا کنند که همه طرف ها به حفظ آن متعهد باشند. به این شکل، خاورمیانه به سمت آن چه به شدت به آن نیاز دارد هدایت می شود. این هدف باید ستاره درخشان آسمان همه طرف ها باشد تا از حالت خطرناک و نامطمئن فعلی به سمت آرامش هدایت شوند.
منبع: لوب لاگ