، سود و زیان حاصل تفاضل درآمدها و هزینه ها بوده ودرآمد و هزینه ، منتج از ترازنامه است. در واقع ترازنامه عامل اصلی ایجاد درآمد یا تحمیل هزینه است.
شفا آنلاین: روابط بین صورتهای مالی معمولا در عمل کمتر مورد توجه قرار می گیرد و آثار این بی توجهی در عملکرد و نتایج مالی موسسات و از جمله بانکها مشخص می شود.
به گزارش شفا آنلاین، سود و زیان حاصل تفاضل درآمدها و هزینه ها بوده ودرآمد و هزینه ، منتج از ترازنامه است. در واقع ترازنامه عامل اصلی ایجاد درآمد یا تحمیل هزینه است. به همین جهت مدیریت واقعی سودو زیان ، صرفا از طریق مدیریت ترازنامه امكانپذیر است.

همچنین ترازنامه دارای سه ویژگی است كه عبارت است ازحجم ، تجزیه و تركیب. بنابراین برای مدیریت ترازنامه باید به این سه ویژگی ترازنامه توجه كرد و آنها را كنترل کرد.

حجم یعنی ارزش ریالی جمع دارایی ها، تجزیه یعنی اینكه هر جزء از دارایی ها چه میزان ارزش ریالی دارد مثلا چه میزان از داراییها در بخش نقد ، چه میزان طلب ، چه میزان سرمایه گذاری و چه میزان در داراییهای ثابت صرف شده است و تركیب یعنی چه میزان از دارایی ها متعلق به سهامداران ( حقوق صاحبان سهام) و چه میزان از دارایی ها متعلق به غیر (بدهی ها) می باشد و این بدهی ها چه تركیبی دارد.

باید توجه داشت، حجم كه نشان دهنده میزان داراییها است نسبت مستقیم با سود دارد بعیارتی انتظار میرود هرچه میزان دارایی ها افزایش یابد سود بانك نیز افزایش یابد هر چند با الزایش حجم الزاما افزایش سود محقق نخواهد شد اما انتظار این است كه چنین شود زیرا هنگامی كه بانكی حجم دارایی های خود را الزایش می دهد یعنی تسهیلات و سایر اقلام دارایی را زیاد کرده و این ازدیاد دارایی هزینه های عملیاتی و اداری دارد و اگر در قبال آن درآمد مناسب كسب نکند، صرفا كارایی را زیاد کرده و باید افزایش دارایی منتج به افزایش سودآوری شود . هرچند ذكر این نكته نیز ضروری است بانكها قادر نیستند به هر میزانی كه بخواهند دارایی های خود را افزایش دهند بلكه میزان افزایش دارایی ها از میزان سرمایه بانك تبعیت می کند به نحوی كه بانكها طبق قوانین فعلی مجازند در برابر هر یك واحد ریال سرمایه حداقل یازده و نیم واحد و حداكثر سیزده الی چهارده واحد دارایی از محل بدهی جذب نمایند كه البته به این محدودیت نسبت كفایت سرمایه می گویند.

همچنین تجزیه یعنی حال كه یك بانك دارایی بدست آورد این دارایی در چه طبقه ای و با چه بازدهی ایجاد شده است در این مبحث دارایی ها را می توان به دو دسته كلی مولد و غیر مولد طبقه بندی کرد. دارایی های مولد در بانكها شامل تسهیلات ، سرمایه گذاری ها و اوراق بهادار است و دارایی های غیر مولد شامل نقد ، اموال منقول و غیرمنقول و سایر دارایی ها هستند كه هرچند در فرآیند عملیات مورد استفاده قرار گرفته و باعث سودآوری در بلند مدت می شوند اما مستقیما موجب درآمد نمیشوند لذا با این توضیح اجزاء دارایی نیز بعنوان یك ویژگی موثر بر سودآوری در بانكها است.

تركیب نیز سومین ویژگی ترازنامه برای تاثیر بر سود و زیان بانكها است تركیب یعنی چه میزان از دارایی ها از محل سرمایه و چه میزان از دارایی ها از محل بدهی تامین شده و این بدهی به چه نسبتی از منابع وكالتی یا مالكیتی است. منابع وكالتی كه همان سپرده های سرمایه گذاری هستند تنها درآمدی كه برای بانك ایجاد می نمایند معادل نرخ حق الوكاله مربوطه كه حداكثر ٣ درصد است می باشد.
بنابراین فروش منابع وكالتی در قالب تسهیلات یا سرمایه گذاری ها با هر نرخ بالاتری نسبت به نرخ جذب شان ، درآمدی متوجه نمیكند چون این درآمد بر اساس قوانین بانكداری اسلامی متعلق به سپرده گذار است نه بانك و بانك تنها درآمدش از منابع وكالتی همان ٣ درصد است كه حال باید ببینیم برای بدست آوردن این كارمزد ٣ درصدی ، چه هزینه ای به بانك تحمیل میشود . هزینه جذب منابع وكالتی در واقع هزینه غیرمستقیم یا غیربهره ای یا همان هزینه اداری و پرسنلی است نه هزینه سودپرداختی ، زیرا سود پرداختی در واقع پرداخت علی الحساب منافع بكارگیری منابع سپرده گذاران می باشد یعنی بانك با پرداخت سود علی الحساب ، درآمد بكارگیری منابع سپرده گذاران را قبل از تحقق به وی می دهد و در پایان سال با مشخص شدن منافع قطعی وجوه سپرده گذاران و مقایسه آن با مبلغ علی الحساب پرداختی ، در صورت مازاد منافع بدست آمده ، باید تفاوت را پرداخت کند.

با این توضیح هزینه جذب منابع وكالتی ، معادل سهم هزینه های اداری و پرسنلی بابت این منابع است كه بررسی انجام شده در بانك ها نشان می دهد نرخ هزینه غیرمستقیم برای عمده بانكها بیشتر از ٣ درصد تا ٧ درصد در برخی بانكها نیز می باشد.

با این حساب ، به نظر می رسد جذب و فروش منابع وكالتی از حیث سود و زیانی ، اگر باعث جذب درآمدهای كارمزدی دیگر نشود ، صرفا باعث فعال بودن بانك و زیان میشود و صرفا هنگامی جذب و فروش منابع وكالتی منجر به سود می شود كه یا نرخ هزینه های غیربهره ای به كمتر از نرخ حق الوكاله تنزل یافته ، یا همزمان با جذب و فروش منابع وكالتی ، خدمات دیگر بانكی را به سپرده گذاران و خریداران این منابع بفروشیم تا منجر به درآمد شود .

هرچند این ملاحظه هم وجود دارد كه نمیتوان منابع جذب ننمود و باید بین این تعارضات ، تعادل ایجاد نمود. اماچاره نهایی سیستم بانكی ارائه خدمات متنوع مالی و بانكی با اخذ كارمزدهای مناسب بجای خرید و فروش پول خواهد بود كه قطعا بزودی باید در بانكها اجرا شود و نتیجه وضعیت نامطلوب مالی تقریبا تمام بانكها ، ناشی از اتكاء اساسی به جذب و فروش منابع وكالتی است . و مادامیكه كل شبكه بانكی بطور یكنواخت و هماهنگ اصلاح انجام ندهند ، بانكی به تنهایی نمیتواند با تغییر الگو و عدم جذب منابع وكالتی موفق شود چون درگیر مسایل مترتب بر رقابت بین بانكی خواهد شد.
ارزقیمت